نتیجه واقعی استندارد طلا :

در سیستم استاندارد طلا (پول با پشتوانه طلا)به عنوان سیستم بین المللی پول در مدت زمان بسیار کوتاهی عمل کرد .با اینکه این سیستم در تسهیل پرداخت های بین المللی وتعدیل تراز پرداخت ها بسیار موثر بوده اند و پشتوانه قوی به نام طلا داشتند .به عنوان تجربه عملی انگلستان در به کار گیری  این نوع سیستم مطرح بوده وبه عنوان مرکز تجارت بین المللی محسوب می شده بنابرایننرخ بهره ای که در انگلستان مطرح می شد در تراز پرداخت ها قابل کنترل بود به طور مثال چنانچه در انگلستان کسری تراز پرداخت داشته باشیم نرخ بهره  را افزایش تا ورودسرمایه به کشور افزایش یابد که این باعث میشد کسری تراز پرداخت رفع شود و همچنین بر عکس آن صادق است بدین مفهوم که چنانچه مازاد تراز پرداخت داشته باشیم نرخ بهره را کاهش تا از ورود سرمایه به کشور کم شود ونهایتا مازاد تراز پرداخت ها مرتفع می گردد .

افول استاندارد طلا:

برای کار آمد شدن سیستم طلا می بایست هر دولت آمادگی خویش را جهت ارائه نرخ رسمی به منظور برابر نمودن پول در مقابل طلا اعلام نماید همچنین در خصوص بیان این نرخ رسمی میبایست ورود وخروج طلا به هر کشوری به صورت آزادانه انجام و مجاز شمرده شود .همچنین در ادامه این مسئله می بایست تثبیت ارزش خارجی پول خود را در نظر داشته باشیم و به این تثبیت عمل نماییم .

نکته مهم :به طور مثال می توان به عکس العمل ها وفعالی ت های بانک مرکزی در ایران اشاره کرد هنگامی که ارزش پولی ایران در حال کاهش است بانک مرکزی اقدام های مختلف انجام داده تا از این کاهش مستمر یا جلوگیری ویا آن را تعدیل نماید مثلابه فروش سکه مبادرت می ورزد نکته مهم در اینجا این است که بانک مرکزی نباید تنها به این نکته وفروش سکه توجه نماید بلکه به برابری نرخ ارز (هر ریال در مقابل پول کشور های دیگر)نیز توجه نماید .

نکته مهم در افول استاندارد طلا وجود پرداخت های نا متعادل در مبادلات خارجی بود که همین باعث می شد که در ورود و خروج طلا از یک کشور به کشور دیگر اختلال وارد شود در این حالت دولت ها اجازه داشتند با سیستم جریان طلا حجم پول داخلی را افزایش یا کاهش دهند تا این عدم تعادل ها در تراز پرداخت ها از بین رود اولین ضربه ای که سیستم استاندارد طلا به خود دید جنگ جهانی اول بود چرا که در اوایل جنگ اکثر کشور ها تعهدات خود رانسبت به خرید و فروش طلا بلا تکلیف دیده و صادرات طلا را ممنوع یا محدود ساختند با این اوضاع سیستم استاندارد طلا دیگر جوابگو نبوده وبعد از جنگ عملا نتوانست به فعالیت خویش ادامه دهد لندن نیز با این بحران حادث شده موقعیت اقتصادی قبلی خویش را نداشته و چندان مورد توجه قرار نمی گرفت در همین دوران جریان سرمایه (ورود وخروج سرمایه)حساسیت بسیار کمی به تغییرات نرخ بهره بین کشور ها نشان می داد.

با وجود جنگ جهانی انگلستان اکثر بازارهای تجاری را از دست داده و عمدتا به آمریکا توجه نموند بنابراین آمریکا دومین مرکز تجاری و بانکی جهان مطرح شد .چون آمریکا همچنان با پشتوانه طلا مطرح میگردد واین وابستگی به طلا بعد از انگلستان در آمریکا به وجود آمد به طور مثال تراز پرداخت یک کشور با انگلستان قبل از جنگ بر حسب استرلینگ مطرح بود و پس از جنگ تراز پرداخت آن کشور با آمریکا بر حسب دلار مطرح می شد .نکته کلیدی در اینجا این بود که در آن زمانآمریکا

اولا:حالت رهبری در مسائل پولی جهان نداشت وچندان دارای تجربه بین الملل نداشته و از کشور انگلستان  اقتباس می نمود.

دوما:تورم در کشور های مختلف دارای نرخ های گوناگون است واین بدین مفهوم است که نرخ های اعلام شده قبلی دیگر نشاندهنده قدرت خرید پول یک کشور نیست و به سختی می توانست برابری و تعادل را نشان دهد .

نتیجه نهایی اینکه سیستم استاندارد طلا پس از جنگ مجددا حاکم نشد و دلیل اصلی آن عدم جریان یافتن سکه طلا بود .